بالاتر از سیاهی
|
|
بالاتر از سیاهی
برخي خبرها سياهند و برخي از سياه هم سياه ترند! من اصلا قبول ندارم كه بالاتر از سياهي، رنگي نيست. اتفاقا هست و بدش هم هست. بالاتر از سياهي، «روسياهي» است كه آن هم مراتبي دارد و مدارجي.اگر به صفحه حوادث روزنامه ها نگاه بکنیم، مي بينيد، گاه خبر از سرقت است، گاه مشروب و گاه اعمال خلاف شرع و اخلاق و روابط نامشروع و گاه قتل، اين ها همه از جنس اخبار سياه اند، اما به نظر من، سياه تر از سياهي، زماني فراديد قرار مي گيرد كه جوانی با تجاوز به کودکی خردسال موجب آسیب های روحی و روانی فراوان به او می شود ، این کار از زشتترين و فجيعترين اعمال نارواست، و دلالت بر بيمارى و انحراف طبيعت انسانى داشته وخطرات جبران ناپذيرى بر جامعه اسلامى وارد آورده و آدمى را به مرحلهاى پستتر از چهارپايان تنزّل مىدهد.
قرآن، قوم لوط را به صفات ناپسند فراوانى از جمله تجاوزگرى توصيف فرموده است ...
در داستان حضرت لوط(ع) گناه لواط تقبيح و زشت شمرده شده، و خداوند در دنيا و آخرت انجام دهنده آن را به عذابى شديد، تهديد فرموده است.
اين عمل، از زشتترين و فجيعترين اعمال نارواست، و دلالت بر بيمارى و انحراف طبيعت انسانى داشته وخطرات جبران ناپذيرى بر جامعه اسلامى وارد آورده و آدمى را به مرحلهاى پستتر از چهارپايان تنزّل مىدهد.
قرآن، قوم لوط را به صفات ناپسند فراوانى از جمله تجاوزگرى توصيف فرموده است:
«أتَأْتُونَ الذُّكْرانَ مِنَ الْعالَمين وَتَذَرونَ ما خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِنْ أزواجِكُم بَلْ أَنْتُم قَومٌ عادُون».
يعنى آنها از حدود دين و آيين الهى و ارزشهاى واقعى و شايسته، تجاوز كرده و در زمره تبهكارانى درآمدند كه براى جلوگيرى از اعمال زشتشان، لازم بود عذابى بر آنان وارد شود..
وقتى ما نكوهش قرآن از اين عمل زشت را ملاحظه كنيم و بعد مىشنويم و مىبينيم كه انسان متمدن قرن بيستم، اين عمل زشت را آشكارا مرتكب مىشود، چنين چيزى آدمى را به شگفتى وامىدارد.
کيفر مرتكبين
قرآن، كيفر شديدى را كه سزاوار مرتكب شونده اين عمل زشت است، بيان كرده تا بدينوسيله مردم را از خطر اين عمل برحذر داشته و از شرّ آن نگاهدارد، لذا قرآن عذابى راكه بر سدوم - شهرى كه اين عمل ناروا در آن انتشار يافته بود - فرود آمد، بيان فرمودهاست:
«فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَأَمْطَرْنا عَلَيْهم حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ»(1)
قرآن، همه ملتها را از ارتكاب اين عمل پست و سكوت در برابر آن برحذر مىدارد، تا مانند قوم لوط گرفتار عذاب الهى نشوند، قرآن آنگاه كه از قوم لوط و عذابى كه بر آنان وارد شده خبر داده، در پى آن فرموده است: «وَما هِىَ مِنَ الظّالِمِينَ بِبَعِيدٍ؛ عذاب خدا از هركسى كه عمل قوم لوط را انجام دهد دور و بعيد نيست» بلكه عذاب خدا بر هر كس كه مرتكب عمل آنها شود فرود خواهد آمد.
اين هشدار الهى همچنان باقى است، همان گونه كه اخيراً برخى از ملتهاى جهان دست به گريبان بدبختىهاى جنگ اوّل و دوم جهانى شدند و هنوز آثار شوم آنها در اذهان باقىمانده ومصايب و دشوارىهاى طبيعى كه براى آنان به وجود آمد، پندى است براى عبرتآموزان.
كيفر لواط در اسلام
اسلام براى كسى كه مرتكب لواط شود، كيفر سختى را مقرر كرده است. برخى از علما معتقدند كه فرد لواط كننده، سنگسار مىشود، خواه همسر داشته يا نداشته باشد. بر اين قضيه، شافعى و احمد بن حنبل و گروه زيادى از پيشوايان مذهبى تصريح كردهاند، و به روايتى كه احمد بن حنبل و صاحبان سنن از ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل كرده است استناد نمودهاند كه حضرت فرمود: «من وجدتموه يعمل عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل و المفعول به». و ابوحنيفه معتقد است شخص لواط كننده بايد از قله بلند كوه پرت شود، و در پى آن او را سنگباران كنند، همان گونه كه در مورد قوم لوط اين كار صورت گرفت. زيرا خداى متعال فرمود: «وَماهِىَ مِنَ الظّالِمِينَ بِبَعِيدٍ».
جهان آفرينش، جهان تأثير و تأثر است و به ويژه پديده ها ازعلل حقيقي و اعدادي خود تأثير مي پذيرند. پدر و مادر نيز از علل اعدادي و شرايط پيدايش فرزندان هستند كه بدين دليل رفتار آنها در پيش از تولد كودك و انعقاد نطفه و در حين آن و در دوران بارداري و تولد و پس از آن بر كودك تأثير دارد. اما آيا اين مطلب به اين معني است كه از كودك سلب اختيار مي شود؟ مسلما چنين نيست.
همه اين تأثيرها دروجود مادي اوست كه در اصطلاح ديني ما به «طينت» تفسير مي شود اما وجود معنوي او كه همان روح و فطرت اوست، زنده است و از همان كودكي او را مي شوراند و به همين دليل هم داراي اختيار و اراده است و مي تواند خلاف مقتضاي طبيعت و تربيت خانوادگي و شرايط محيط رفتار كند. انسان بر اساس رفتار اختياريش بازخواست مي شود و مورد پرسش قرار مي گيرد و مستحق ثواب و عقاب مي شود و اين رفتار مبتني بر اراده و علم است و همه انسان ها در فطرت خود داراي علم به خوبي و بدي هستند. «و نفس و ما سويها، فالهمها فجورها و تقويها؛ سوگند به نفس و آن كسي كه آن را گسترد، سپس پليد كاري و پرهيزگاري اش را به او الهام كرد» (شمس، آيه 9 - 8).
«انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا؛ ما راه را بدو (انسان) نموديم يا سپاسگزار خواهد بود يا ناسپاسگزار» (انسان، آيه 3).
پس ملاك عمل و ثواب و عقاب و نيك و بد افعال اختياري انسانهاست كه اگر چه تحت تأثير شرايط محيطي و خانوادگي است، اما اصل و اساس آن، ريشه در فطرت آدمي دارد كه انسان را به خوبي دعوت مي كند واز بدي باز مي دارد. به اين دليل است كه بسياري از انسان ها را ديده ايم كه برخلاف شرايط محيطي و خانوادگي خود رفتار كرده اند.
اما تأثير مال حرام در روحيات بعدي فرزند به دليل همين نظام تأثير و تأثري عالم و دنياي مادي است. زيرا لقمه حرام نطفه را خراب مي كند و همچنين شير مادر را تباه مي نمايد و به اين دليل دستور داده شده كه از آن اجتناب شود و در اين صورت يكي از عوامل انحراف و تباهي احتمالي بعدي كودك پدر و مادر هستند كه در قيامت بايد پاسخگو باشند. البته تمام علت نيستند بلكه علت اصلي، همان اختيار و اراده خود اوست كه آن نيز براساس فطرت الهي او قرار دارد كه يا آنها را شكوفا مي كند و بر مقتضاي آن عمل مي كند و رستگار مي شود يا آن را زنده بگور مي كند و خلاف مقتضاي آن عمل مي كند و از لطف الهي محروم مي شود.
